X
تبلیغات
رایتل

عبور از روحانی؛ محتمل یا قطعی؟ (دکتر میلاد محقق)

جمعه 12 دی‌ماه سال 1393 ساعت 17:43

عبور از روحانی؛ محتمل یا قطعی؟

عبور از روحانی؛ محتمل یا قطعی؟ ( دکتر میلاد محقق)  


دوم خرداد سال یکهزاروسیصدوهفتادوشش هجری شمسی مردم ایران پس از یک دوره هشت ساله ریاست جمهوری پس از جنگ هشت ساله (که هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری آن بود)، به پای صندوق های رای آمدند و سید محمد خاتمی که شعار اصلاحات را سرلوحه برنامه های خود قرار داده بود، انتخاب کردند.


پس از اعلام نتایج انتخابات، بارقه های امید بیشتری برای داشتن آینده ای بهتر در جامعه بوجود آمد و تحولات گوناگونی در حوزه های مختلف از سوی دولت هفتم به مردم وعده داده شد و مردم نیز به امید داشتن فردایی بهتر به همه وعده و وعیدها دل سپردند و در نهایت همکاری کمبودها را تحمل کردند.


چهار سال نخست دولت آقای خاتمی سپری شد و در کنار برخی موفقیت ها، بحرانهایی هم بروز یافت و در صحنه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی چالش های جدی بوجود آمد، اما با انتخاب مجدد سید محمد خاتمی و آغاز بکار دولت هشتم و بویژه شروع مجلس ششم، بسیاری از ناظران بر این عقیده بودند که تجارب بدست آمده در طول چهار سال نخست ریاست جمهوری آقای خاتمی و همگرایی مجلس ششم باعث خواهد شد تا مشکلات و بحرانها مدیریت شوند و دوران آرامش و بحران زدایی آغاز گردد.


در روزهای نخست فعالیت دولت هفتم و خوشحالی های مردم برای بدست آوردن تعداد آرای بدست آمده برای انتخاب رئیس جمهوری مورد نظرشان، شاید کسی گمان نمی برد که در مسیر حرکت دولتهای هفتم و هشتم به ریاست سید محمد خاتمی، طرح عبور از خاتمی بروز یابد و کسانی تحت عنوان تندروها پا به عرصه بگذارند و تمام نقشه ها را نقش بر آب سازند.


چنین انتظاری در اساس، دور از ذهن بود چراکه همه نیروها در مجلس و دولت بر اساس شعار اصلاحات سازماندهی شده بودند و شعارهای اصلاح طلبانه خود را دنبال می کردند و مردم نیز در این میان بیشترین همکاری و همراهی را انجام می داده اند.


زمان به سرعت در حال سپری شدن بود و مردم نیز همچنان امیدوار به عملی شدن شعارهای رئیس جمهوری شان بر تلاش های خود می افزودند تا اینکه گروهی از اصلاح طلبان با طرح شعار عبور از خاتمی و البته مقداری هم خروج از حاکمیت با برخی از نقطه نظرات سید محمد خاتمی به مخالفت برخاستند و همین حرکت عاملی شد برای اینکه صف آرایی دوجناح از دل یاران رئیس جمهوری وقت بوجود آید.


مردم که نظاره گر این جریانات بودند به شگفتی آمدند و در مقابل چشمان خود دیدند که روزها و ماهها گذشت تا پایان دوره هشتم ریاست جمهوری فرارسید.   


در آن زمان اغلب افراد چنین تحلیلی را ارائه می دادند که دوران سازندگی و اصلاحات را پشت سر گذاشتیم و جز تعدادی شعار چیزی برای ما باقی نماند و اکنون باید به سمت کسانی برویم که پایه فکری اصولگرایی دارند و به این ترتیب بود که دوران هشت ساله دولتهای نهم و دهم به ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد با شعار عدالت نیز گذشت.


آنچه در آن هشت سال گذشت و نتایجی که بدست آمد اکنون قابل بحث و اشاره نیست اما باید گفت که پیروزی شعار اعتدال و تدبیر و امید نشانگر بسیاری از نشانه ها است که در مجالی دیگر به آن خواهیم پرداخت.


پس از پیروزی دکتر حسن روحانی بعنوان رئیس جمهوری دولت یازدهم، اما و اگرهای فراوانی در باره چگونگی شکل گیری و سازماندهی دولت و ترکیب آن بوجود آمد اما از آنجایی که او با شعار اعتدال پا به میدان گذاشته بود به زعم خود تلاش کرد تا از همه گروه ها در تشکیل دولت و سازمان های تحت مدیریت خویش، استفاده کند.


لابد به خاطر دارید که در ابتدای ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد، نویسنده این سطور طی تحلیلی یاران احمدی نژاد را به سه گروه تقسیم بندی کرده بودم: گروهی که به بیش از حد حقشان رسیدند و صاحب پست هایی شدند که همچون قبایی بر تنشان گشاد بود. گروهی هم به کمتر از حد حقشان رسیدند و دچار عقده های روحی و روانی گشتند و گروه دیگر هم اصلا صاحب حقی نشدند و در ادامه به این موضوع اشاره کرده بودیم که قدرت و شعاع تخریب هر یک، چگونه می تواند مصالح نظام، مردم و کشور را به خطر اندازد و درپایان دوره دهم ریاست جمهوری دیدیم که چه شد و چه نتایجی بدست آمد.


از ابتدای فعالیت دولت دکتر حسن روحانی امیدوار بودیم که ایشان با بهره گیری از تجارب بیست و چهار ساله دولت های پس از جنگ تحمیلی، اولویت های درست فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را تشخیص دهد و با پرداختن به برنامه های توسعه، راه را بر عوامل بحران زا ببندد و مسیر رشد و تعالی را برای نیروهای کشور بگشاید.


اکنون که یکسال و چند ماه از فعالیت این دولت می گذرد علائمی از بروز بحرانهای مشابه دولتهای قبلی مشاهده می شود و بیم آن می رود که با تجربه تجارب تلخ گذشته رئیس جمهوری های دوران قبل، ما شاهد بحرانهایی باشیم که مردم هنوز هم در حال تحمل خسارات آنها می باشند و در چنین وضعیتی شرایط بگونه ای است که بیشتر شعارها نخ نما و غیرقابل استفاده شده اند و مردم با شنیدن آن شعارها، بجای بدست آوردن آرامش،  دچار تشویش خاطر و ناراحتی می شوند.


از سوی دیگر انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در پیش است و افراد، گروه ها و احزاب در تلاش شبانه روزی هستند تا در مجلس آینده، کرسی های بیشتری را بدست آورند و در این راه از هر ظرفیت و فرصتی نیز بهره برداری می کنند.


در میان این تلاشها، گروههای طرفدار دولت حسن روحانی نیز بطور طبیعی در تلاش و تکاپو هستند تا نامزدهای مورد نظر خود را بر صندلی های سبز مجلس دهم مستقر کنند و در نتیجه مانع بروز بحرانهای احتمالی بین مجلس دهم و دولت شوند.


کشمکشهای سیاسی که بطور طبیعی پیرامون فعالیتهای کاندیداتوری نامزدهای ورود به مجلس شورای اسلامی بوجود می آید خالق بحرانهایی هستند که در هر دوره برای دولتهای وقت هزینه هایی را تولید می کنند و ممکن است گاهی موجب بروز خساراتی شوند که هیچیک از دست اندرکاران دولت نتوانند از پس مهار آنها برآیند.


در این زمینه بهتر است که دولتمردان بویژه رئیس جمهوری، برنامه پیشگیری از بحرانهای احتمالی را طراحی کرده و به اجرا بگذارد تا در صورت بروز عوامل بحران زا، ریشه های آنها خشکانده شده و جلوی رشد آنها گرفته شود.


یکی از اشتباهاتی که سید محمد خاتمی دچار آن شد و می توان از آن بعنوان منشا شعار عبور از خاتمی یاد کرد، عدم تشخیص درست اولویت های کاری در حوزه نظری و عملی بود که اگر در این رابطه، بخشهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به ترتیب هم مورد توجه قرار می گرفت شاید موفقیت های بیشتری در مجموعه دستاوردهای دولت های هفتم و هشتم بدست می آمد.


نکته دیگر؛ برخی از افرادی که وارد مجلس ششم شدند با پیش بینی وضعیت موجود به رفتارهایی روی آوردند که با اساس  و منطق حاکمیت در تضاد بود و در این میان رخدادهایی را رقم زدند که باعث توقف اصلاحات واقعی شد و کسانی که به اصلاحات چشم دوخته بودند و بر آن امیدوار بودند به یاس و نا امیدی کشیده شدند.


اکنون زمان آن فرارسیده است تا دکتر حسن روحانی با در نظر گرفتن تجارب آن سالها، به کسانی که در سالهای گذشته از عوامل اصلی تخریب و بحران بودند، فرصت استفاده از حمایت های دولت و امکانات بی شماری که وجود دارد ندهند و راه های سوء استفاده از همه امکانات دولتی را بر آنها ببندند. کسانی که با رخنه در دولت های گذشته موجب بروز بحران های بیشمار شدند و روند روبه رشد مردم و کشور را کند و در مواردی متوقف کردند و هم اکنون نیز با ترفند های همیشگی خود پای به میدان نهادند تا از فرصت موجود برای ورود به مجلس دهم استفاده کنند.


اگر نقاط اشتراک و افتراق دوره های گذشته ریاست جمهوری را با دوره فعلی بررسی کنیم به این موضوع مهم پی خواهیم برد که در آینده چه اتفاقات خوب و ناگواری در حال شکل گیری می باشد. اتفاقاتی که می تواند کشور را در مسیر توسعه و رشد و یا در مسیر مخالف آن قرار دهد. همچنین با بررسی علل و انگیزه های بروز شعار عبور از خاتمی می توان تا حدودی به احتمال و قطعیت طرح چنین شعاری در مورد دکتر حسن روحانی پی برد و حتی زمان آن را پیش بینی کرد.


اطلاعات و اخبار مربوط به تحرکات برخی افراد و گروههای سیاسی که این روزها سرگرم برنامه ریزی برای ورود به انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی هستند به ما می فهماند که روند کارهای آنان به نقاط تلاقی منافعی خواهد رسید که ممکن است بر سر حفظ و توسعه آن منافع، از شیوه های غیراستاندارد نیز بهره برداری کنند و این همان موضوعی است که توجه همه دلسوزان واقعی میهن را به خود جلب می کند.


کسانی که هنوز پاسخگوی بسیاری از پرسشها و مسئولیتهایی که متوجه آنها است نیستند و با بی توجهی به رفتارهای مخربانه ای که در سالهای گذشته و در عرصه های مختلف از خود نشان داده اند می کوشند تا در اریکه قدرت باقی بمانند و پیگیر برنامه های گذشته خود باشند.


فرصت دادن به اینگونه افراد و جریانها می تواند صف آرایی قابل توجهی میان روحانی و یاران واقعیش با مدعیان دروغین اصلاحات و اعتدال بوجود آورد و در گامی بعد، شعار عبور از روحانی را که اکنون محتمل است، محقق کند.


شناسایی و تعیین دقیق بحرانهای گذشته و احتمالی که ممکن است در آینده رخ دهد چندان دشوار نیست، چراکه حافظه تاریخی مکتوب و غیرمکتوب، بیانگر بسیاری از مشهودات و نکات روشن آشکار و پنهان است و از جمع آوری و همچنین تحلیل و بررسی آنها می توان به استراتژی درست برای مقابله با بحرانهای آینده، دست یافت.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد