X
تبلیغات
رایتل

اسرار ویلای گل سرخ در رامسر

پنج‌شنبه 13 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 12:59

اسرار ویلای گل سرخ در رامسر  


فدایی بی آن که پاسخی به حرف من بدهد بقایای صبحانه را جمع کرد و ما را تنها گذاشت . کاووس که رفتن او را نظاره می کرد به سمت من برگشت و گفت : 
- غیر از وفاداریش ، این کم حرفی ، یکی از صفت هاییه که من در اون خیلی می پسندم 
- امروز میشه ادامه سرگذشت شما رو شنید ؟ 
- البته ، چرا که نه ؟ 
در همین لحظه فدایی دوباره به تالار اصلی برگشت و گفت : 
- قربان سرگرد نادری تشریف آوردن ، یک پلیس دیگه هم با ایشون هست 
کاووس با بی میلی گفت : 
- راهنمایی شون کن همین جا ، شاید برای تحقیق درباره سگ ها اومدن 
فدایی ، سرگرد نادری و گروهبان همراهش را به تالار اصلی راهنمایی کرد و به آشپزخانه رفت . کاووس و من از جا بلند شدیم و به سمت آنها رفتیم . وقتی سلام و تعارف ها تمام شد و فدایی فنجان های چای را روی میز گذاشت و رفت ، سرگرد نادری گفت : 
- برای دیدن محل تیراندازی به سگ ها و تکمیل گزارش اومدیم 
کاووس انگار چیزی را که سرگرد نادری گفته بود اصلا نشنید و جواب داد : 
- فشنگ ها از چه جور اسلحه ای شلیک شدن 
سرگرد که گویی منتظر شنیدن این سوال بود جواب داد : 
- یک جور تفنگ دور برد و خیلی دقیق که توی ایران وجود نداره و باعث تعجب همه بچه های بخش اسلحه شناسی اداره آگاهی شده . تیر انداز یا خارجیه ، یا اونور آب آموزش دیده 
کاووس بدون آن که تغییری در چهره اش دیده شود گفت : 
- برای کشتن چهارتا سگ ؟ 
سرگرد خنده کوتاهی کرد و جواب داد : ادامه

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد